؛تعلیم و تربیت اجتماعی اخلاقی از دیدگاه حضرت علی ع ضرورت جاذبه و دافعه در زندگی اجتماعی با مردم.ضرور
- سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389
- دسته:مباحث تربیتی در نهج البلاغه
؛تعلیم و تربیت اجتماعی اخلاقی از دیدگاه حضرت علی ع ضرورت جاذبه و دافعه در زندگی اجتماعی با مردم.ضرورت جاذبه و دافعه در زندگی سیاسی.ضرورت جاذبه و دافعه برابر دشمن.ضرورت جاذبه و دافعه برابر فاسدان و بدکاران.عیب جوها.سخن چینان بیتقوا.بخیل و ترسو و حریص
ضرورت جاذبه و دافعه در زندگی اجتماعی با مردم
برای رشد و تکامل خوبیها و خوبان، و تنبیه و بازپروری بدکاران، باید اصل «جذب و دفع» را در روابط اجتماعی و زندگی با مردم بکار گیریم.
امام علی علیه السلام در آداب معاشرت هشدار میدهد که:
لا تَصْحَبِ المائِقَ فَإِنَّهُ یَزَیِّنُ لَکَ فِعْلَهُ وَ یَوَدُّ اَنْ تَکوُنَ مِثلَهُ
" 1 ".
و ادامه میدهد که:
وَمُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَی مَنْسَاةٌ لِلْإِیمَانِ، وَمَحْضَرَةٌ لِلشَّیْطَانِ
" 2 ".
امام علی علیه السلام در تنظیم روابط اجتماعی با مردم میفرماید:
قَارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ، وَبَایِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ... وَظُلْمُ الضّعِیفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ
(به نیکوکاران نزدیک شو که از آنان خواهی شد، و از اهل شر و بدی دور کن تا از آنها به کنار باشی و بدان که ستم کردن بر ناتوان ستم است.) " 3 ".
آنگاه به علل ضرورت «دافعه» اشاره میفرماید که:
فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ، وَالْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ، لَا یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَی فَیَتَّبِعَهُ، وَلَا بَابَ الْعَمَی فَیَصُدَّ عَنْهُ. وَذلِکَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ!
" 4 ".
به گفته مولوی:
ای بسا ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نباید داد دست
سپس کیفیت معاشرت و رعایت اصل جاذبه برای جذب دلهای مردم را اینگونه مطرح فرمود که:
خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مُتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ.
" 5 ".
ضرورت جاذبه و دافعه در زندگی سیاسی
بدیهی است که در یک زندگی اجتماعی، تحولات و دگرگونیهای سیاسی فراوانی پدید میآید،
و تلخیها و شیرینیهای گوناگونی مطرح میگردد.
مهمّ آن است که یک انسان متعهّد و مؤمن با روشهای حساب شده و منطقی، تحولات سیاسی را ارزیابی نموده و با آن برخوردهای اساسی کند،
که سرانجام حوادث و تحوّلات سیاسی، تقویت ارزشهای تکاملی و پیشرفت جامعه انسانی اسلامی باشد،
در این رابطه باید از قدرت «جاذبه و دافعه» بدرستی استفاده شود،
که امام علی علیه السلام فرمود:
رَحِمَ اللَّهُ رَجُلاً رَأَی حَقّاً فَأَعَانَ عَلَیْهِ، أَوْ رَأَی جَوْراً فَرَدَّهُ، وَکَانَ عَوْناً بِالْحَقِّ عَلَی صَاحِبِهِ.
" 6 ".
امام علی علیه السلام آنگاه به دفع بدیها میپردازد که:
رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ.
" 7 ".
در این رهنمود سیاسی نهجالبلاغه، هرگونه انزوا طلبی و دخالت نکردن، بی تفاوتی و بزدلی، سازش و تسلیم در برابر هرگونه ظلم و ستم محکوم است.
ضرورت جاذبه و دافعه برابر دشمن
دشمن گرچه دشمن است امّا میشود با برخوردهای انسانی قلب او را تسخیر کرد،
و از او یک دوست وفادار ساخت،
و از احتیاط و دوراندیشی نباید غفلت کرد که تلخیهای فراوانی ببار خواهد آورد.
امام علی علیه السلام در خصوص برخورد انسانی و بکارگیری اصلِ «جاذبه» در برابر دشمن میفرماید:
إِذَا قَدَرْتَ عَلَی عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ.
" 8 ".
و به سربازانش در جنگ سفارش میکند که:
فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً، وَلَا تُصِیبُوا مُعْوِراً، وَلَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ. وَلَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًی، وَإِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ، وَسَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ
" 9 ".
با توجّه به لطف و بزرگواری و والائی روح امام است که شاعز گفت:
«تو خدائی مگر ای دشمن دوست؟!!»
امام علی علیه السلام آنگاه هشدار میدهد که:
وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ
(امّا زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از بستن پیمان صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک میشود که تو را غافلگیر سازد، پس دوراندیشی را فراموش نکن.) " 10 ".
وقتی یاران امام علی علیه السلام به دشمنان خود دشنام میدادند، زبان به نصیحت آنان گشود و فرمود:
إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ... وَقُلْتُمْ... اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَدِمَاءَهُمْ، وَأَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَبَیْنِهِمْ، وَاهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ، حَتَّی یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ
(من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید... بهتر است بگویید...
" 11 ".
امّا اگر دشمن دست از تجاوز برنداشت،
و به مرزها هجوم آورد،
باید قدرتِ «دافعه» را در چهره خشم مقدس و جهاد بیامان و حملات پِی در پِی آنگونه بکار گرفت تا ریشههای فتنه و فساد سوزانده شود و مهاجمِ قدرت طلب، بر سرجای خود بنشیند،
که حضرت فرمود:
فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ.
وَهُوَ لِبَاسُ التَّقْوی، وَدِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ، وَجُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ.
" 12 ".
ضرورت جاذبه و دافعه برابر فاسدان و بدکاران
درست است که انسانهای فاسد و آلوده را باید مجازات کرد،
و از جامعه طردشان نمود،
و رابطهها را با آنان قطع کرد،
امّا باید دوراندیش و واقعیت گرا بود و برای هدایت و جذب دلهای آنها کوشید،
شاید روزی توبه کردند و زندگی جدیدی را در پرتو روشنائی حق، آغاز نمودند.
که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
وَإِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَالْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَةِ أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَالْمَعْصِیَةِ
" 13 ".
آنگاه به ضرورت هدایت و ارشاد گناهکاران و فاسدان اشاره میفرماید،
تا راه حق را و روش پاکی و سلامت را بازشناسند و به سوی خوبیها بازگردند.
که حضرت فرمود:
یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ، مَا جَرَّأَکَ عَلَی ذَنْبِکَ، وَمَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ...
أَمَا مِنْ دَائِکَ بُلُولٌ، أَمْ لَیْسَ مِنْ نَوْمَتِکَ یَقَظَةٌ، أَمَا تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِکَ مَا تَرْحَمُ مِنْ غَیْرِکِ؟
(ای انسان، چه چیز تو را به گناه جرأت داده؟ و چه چیز تو را بر پروردگارت مغرور ساخته است...
" 14 ".
و ضرورت بکارگیری قدرت «دافعه» را در معاشرت و دوستی با فاسدان سفارش میفرماید که:
وَ اِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ وَ وَقِّرِاللَّهَ وَ أَحْبِبْ أَحِبَّاءَهُ
" 15 ".
امّا اگر فاسدان و بدکاران به راه نیامدند،
پندپذیر نبودند،
و ترک معاشرتها نیز در آنها اثر نکرد،
و قصد تداوم فساد و آلودگی در جامعه را دارند،
مبارزه و جنگ با آنان واجب است تا جامعه اسلامی از شرّ آنان در أمان باشد.
که حضرت فرمود:
أَلَا وَقَدْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْیِ وَالنَّکْثِ وَالْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ، فَأَمَّا النَّاکِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ، وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ، وَأَمَّا الْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ
(آگاه باشید خداوند مرا به نبرد با سرکشان و پیمان شکنان و فساد کنندگان روی زمین، فرمان داده است، اما ناکثین پیمان شکن، با آنها نبرد کردم و قاسطین متجاوز با آنها جهاد نمودم و مارقین خارج شده از دین را برخاک ذلّت و خواری نشاندم تا نتوانند فرد و جامعه را به فساد کشانند.) " 16 ".
با توجّه به رهنمودهای فوق در مییابیم که هرگونه بیتفاوتی محکوم است،
نباید گفت:
(به من چه، چرا دشمنتراشی کنم؟
دشمن کمش هم زیاد است!)
زیرا آنجا که مصلحت جامعه اسلامی و سرنوشت انسانها و سلامت نسل بشری مطرح است.
باید با دشمن مبارزه کرد و با فاسدان و آلوده دامنان به جهاد برخاست و هرگونه رفاهزدگی و راحت طلبی را محکوم کرد.
ضرورت جاذبه و دافعه در مدیریت اسلامی
ضرورت جاذبه در حکومت و رهبری
رهبر و حاکم اسلامی باید نقش مهمّ «جاذبه و دافعه» را بشناسد،
و جایگاه اصلی و اساسی آن را بداند،
و با جذب و دفع حساب شده، فرد و جامعه را در برابر خطرات و حوادث ناگوار حفظ کند،
و روزنه نفوذ برای منافقان و دشمنان باقی نگذارد.
اگر رهبر اسلامی دارای جاذبه قوی و حساب شده نباشد و عناصر فاسد و آلوده را بجا دفع نکند نمیتواند مدیریت صحیحی را تحقّق بخشد.
امام علی علیه السلام نسبت به ضرورت «جاذبه» در مدیریّت و رهبری جامعه، به مالک اشتر میفرماید:
وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَالَْمحَبَّةَ لَهُم وَاللُّطْفَ بِهِمْ... فَإِنَّهُم صِنْفانِ اِمّا أخٌ لَکَ فِی الدّینِ أَو نَظیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ
(قلب خود را از رحمت و محبت و لطف، نسبت به ملت مالامال نما و با رعیت مهربان و دلسوز باش، زیرا آنها دو گروه بیش نیستند یا برادران دینی تو هستند و یا انسانهائی همچون شما.) " 17 ".
و به محمّد بن ابی بکر فرماندار مصر مینویسد:
فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَکَ، وَأَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ، وَآسِ بَیْنَهُمْ فِی اللَّحْظَةِ وَالنَّظْرَةِ
" 18 ".
و به ابن عباس فرماندار بصره مینویسد که:
فَحَادِثْ أَهْلَهَا بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِمْ، وَاحْلُلْ عُقْدَةَ الْخَوْفِ عَنْ قُلُوبِهِمْ.
" 19 ".
و یکی دیگر از فرمانداران خود را مورد سرزنش و توبیخ قرار میدهد که چرا به جای جذب دلهای رعیّت، از قدرت «دافعه» به گونهای ناروا استفاده کرده است.
فَإِنَّ دَهَاقِینَ أَهْلِ بَلَدِکَ شَکَوْا مِنْکَ غِلْظَةً وَقَسْوَةً، وَاحْتِقَاراً وَجَفْوَةً. وَنَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلاً لِأَنْ یُدْنَوْا لِشِرْکِهِمْ، وَلَا أَنْ یُقْصَوْا وَیُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ، فَالْبَسْ لَهُمْ جِلْبَاباً مِنَ اللِّینِ تَشُوبُهُ بِطَرَفٍ مِنَ الشِّدَّةِ
(دهقانان، منطقه فرمانداریت از خشونت و قساوت تو شکایت کردند...
" 20 ".
در این رهنمود وحیگونه، هم به ضرورت جاذبه اشاره شده و هم اصل اعتدال و میانهروی در به کارگیری «جاذبه» را گوشزد کرده است،
که مبادا از مهربانی و نرمخوئی فرماندهان و رهبران جامعه، گروهی سوء استفاده کنند.
ضرورت برخورداری حکومت از دافعه صحیح
اگر اصل «دافعه» یک قانون عمومی است،
و همراه با «جاذبه» در وحدت و تشکل و در پیدایش و تداوم حیات نقش اساسی دارد؛
حکومت و رهبری نیز از این اصل نباید جدا باشد؛
باید عناصر چاپلوس و ثناگو، منحرف و فاسد، بدسابقه و آلوده دامن، کنار زده شوند،
تا حکومت و رهبری با اصالت و سلامت، در ایجاد یک مدیریت سالم و موفق پیروز گردند.
چه کسانی باید از حکومت دفع و طرد گردند.
عیب جوها
امام علی علیه السلام به مالک اشتر حاکم مصر مینویسد:
وَلْیَکُنْ أَبْعَدَ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ، وَأَشْنَأَهُمْ عِنْدَکَ، أَطْلَبُهُمْ لِمَعَائِبِ النَّاسِ؛ فَإِنَّ فِی النَّاسِ عُیُوباً، الْوَالِی أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا
(آنها که نسبت به رعیت عیب جوترند از تو دور باشند زیرا مردم عیوبی دارند که والی و رهبر در پوشیدن و پنهان کردن آنها از همه سزاوارتر است.) " 21 ".
سخن چینان بیتقوا
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
وَلَا تَعْجَلَنَّ إِلَی تَصْدِیقِ سَاعٍ، فَإِنَّ السَّاعِیَ غَاشٌّ، وَإِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِینَ.
(در تصدیق و باور سخن سخن چینان شتاب نکن زیرا آنان خیانتکارند گرچه در لباس نصیحت کنندگان دلسوز جلوه میکنند.) " 22 ".
بخیل و ترسو و حریص
امام علی علیه السلام به مالک اشتر حاکم مصر نوشت:
وَلَا تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلاً یَعْدِلُ عَنِ الْفَضْلِ، وَیَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَلَا جَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ الْأُمُورِ، وَلَا حَرِیصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ،
(بخیل را در مشورت خود دخالت مده، زیرا که تو را از احسان منصرف و از تهیدستی و فقر میترساند و نیز با ترسو مشورت نکن، زیرا در کارها روحیّه تو را تضعیف مینماید و با حریس مشورت نداشته باش که حرص را با ستمگری در نظرت زینت میبخشد.) " 23 ".





